نفوذ در تفکر مشتری-پارت چهارم

نفوذ در تفکر مشتری-پارت چهارم

نفوذ در تفکر مشتری-پارت چهارم

مدرس : مهندس سید مصطفی ظریف

متن کلیپ:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عرض میکنم به همه همراهان کانال باپیشگامان. بنده ظریف هستم مدیر فروش و برنامه ریز شرکت پیشگامان دامنه فناوری فعال در حوزه IT و انفورماتیک.

در خدمتتون هستیم با بخش تکنیک های پیشرفته فروش قسمت نفوذ کلام در تفکر و فرهنگ مخاطب. عزیزان نکته ای که امروز میخوام خدمتتون عرض بکنم در رابطه با این هستش که شما چه طور میتونید در جلسه دوم سوم بعد از پرزنت در میان جلسات مخاطبتون رو بسیار ذهنش رو نسبت به خودتون مثبت بکنید.

 یکی از راهکارهایی که میتونه در این قضیه بسیار تاثیرگذار باشه این هستش که شما بعد از جلسه اول پرزنت که ما اونجا گفتیم چندین سوال هدفمند از مخاطب بپرسید ، مشکلات کار مخاطبتون رو درآوردید و بعدش تونستید به اصطلاحا میشه گفتش که ضعف های سیستم مدیریتی و سیستم فروشش غلبه بکنید و بعدش باز تونستید بهش راهکار بدید و بعدش باز تونستید اصطلاحا میشه گفتش که اون توانمندی ذهنی خودتون رو به مخاطب  ثابت بکنید ، اینها همه رو گفتم که توی جلسه یک هست ، در میان جلسات یعنی از جلسه یک تا جلسه دو حالا وقتش هست که واقعا به تمام معنا و به کمال به مخاطبتون نشون بدید که یک انسان کاملا متفاوت نسبت به تمام بازاریابان و تمام مدیران فروش و تمام شرکت های هسته ای که تا به حال باهاشو مواجه شده و با اون ها صحبت کردید.

خب راهش این هست بعد از جلسه اول شما با مشتریتون تماس میگیرید و فقط و فقط دقت کنید فقط و فقط جویای حالش بشید ، چه طور هستید آقای مهندس ، تماس گرفتم که فقط حالتون رو بپرسم و ببینم که بعد از جلسه اول چیزهایی رو که بهتون گفتم براتون مفید بوده؟ خوب بوده، اوکی هستید؟ هیچ مشکلی نیست از بنده که ناراحت نشدید،بد موقع که اون روز مزاحمتون نشدم ؟ جلسه طول کشید و یا هرچیز دیگه ای و ثابت میکنید که تماس گرفتید صرفا برای پرزنت نیست و برای فروش اصلا تماس نگرفتید حتی اگر طرف به شما گفت هنوز در رابطه با موضوع پرزنت شما فکرنکردیم و مشورت نکردیم وهیچ اتفاقی هنوز نیفتاده بهش خیال راحتی بدید بگید اصلا من برای اون موضوع با شما تماس نگرفتم و شما برای من عزیزتر هستید، من به دنبال دوست هستم به جای مشتری و رابطه رو تنگاتنگ تر میکنید با این کارتون .

اون اصلا مهم نیست حتی اگر شما از من هیچ خریدی نکنید من وظیفم هستش که هفته ای یک بار تماس بگیرم و جویای کار شما باشم به دلیل نون و نمکی که باهم دیگه خوردیم و یک چایی و یک قند و شکر از اصطلاحا میشه گفتش که سمت شما در من تاثیر کرده، این رو باید بهش بفهمونید و قلبا این رو بهش نشون بدید ، یک احوال پرسی کردن از مخاطبتون برای شما کار سختی نخواهد و به راحتی میتونید این کار رو انجام بدید .

یا این که برای مخاطبتون یک مقاله ای ، یک اصطلاحا میشه گفتش که کتابی ، یک محصولی ، یک اشانتیونی  یک چیزی قبل از این که حتی فروش انجام بشه به عنوان بخش تکمیلی کارتون یک سررسیدی ،هرچیزی که خودتون فکر میکنید که از محصولات شرکت شما میتونه بر مخاطب تاثیر بذاره .

من این رو باید توی یک جلسه دیگه بهتون میگفتم ولی دقت داشته باشید عزیزان در جلسات اول پرزنت هیچ اشانتیون و هیچ هدیه ای و هیچ محصولی رو به مخاطبتون هدیه نکنید این اصلا تاثیر مثبتی نداره در ظاهر اولیه در مرحله اولیه این کار رو انجام میده ولی در مرحله بعد مخاطبتون با خودش به این فکر میوفته که این فرد، فردیه هستش که میشه ازش درآورد دقت کردید ، یعنی فکر میکنه توی اون جلسه که با شما برگذار کرده شما بسیار انسان دست و دل باز و بسیار آدم خرج کنی هستید و میتونه از شما امتیاز های بیشتری بگیره.

توی جلسه اول هیچ وقت این کار رو انجام ندیدی، در میان جلسات میتونید این کار رو بکنید ، بعد از اونم تماس تلفنی یک هدیه ای براش بفرستید، یک مقاله ای که توی اون قسمت از کار شما بیشتر ذهنشو رو بیشتر باز بکنه ما ترجیح میدیم هدایایی که میدیم هدایای هدفمند باشه که مسیر شما  طرف رو نزدیک تر بکنه و ذهنش رو نزدیک تر بکنه که با خوندن اون و با دیدن اون و با گذاشتن اون روی میزش حداقل هر روز شما رو ببینه و هر روز به یاد شما بیفته این هم نه باز در جلسه یک .

این اتفاق رو شما حتما دقت داشته باشید با انجام این جور ریزه کاری ها به مخاطبتون نشون میدید نه این فردی که اون روز اومد با من صحبت کرد ، اون رفتارهایی رو که من ازش دیدم ،اون جلب توجهی که از من کرد و این کارهایی که بعد از جلسه داره انجام میده این فرد خیلی متفاوته ، من باید از حال و روز این آدم خبردار بشم .

آیا این پرزنتور، واقعا پرزنتور این شرکته یا نه اصلا به منظور دیگه ای اومده یعنی ذهن مخاطبتون رو درگیر میکنید بدبینا با خودشون میگن بزار من ببینم چه کلکی تو کارشه ، این برای شما خیلی خوبه اصلا ناراحت نشید یه وقت مخاطب به شما بگه که تو چرا اینجوری چرا با واقعیت فرق میکنی یا حتی ممکنه تیکه ای  بندازه ، نگران نباشید و اصلا ناراحت نشید این نشون میده که با شما  درگیر شده ذهنش و این برای شما بسیار مثبته .

اگر شما صادقانه و خالصانه اخلاق و رفتار خودتون رو نمایش بدید بدبین ترین انسان ها بعد از سه چهار جلسه با خودشون میگن این منشش اینه،این مرامش اینه، این مدل حرف زدنش اینه یعنی اصلا انسان پاکیه ، انسان خالصیه و انسان متفاوت و پر انرژیه .ما این رو میبینیم حال میکنیم ، ما این رو میبینیم انرژی میگیریم یه همچین شخصیتی داشته باشید در جلساتتون ، تا مخاطبتون از تفاوت شما با بقیه به شما اعتماد بیشتری ببره .

بارها و بارها شده من خودم وقتی که یک کاری رو انجام دادم در جلسه اول به جلسه دوم نرسیده، به جلسه سوم نرسیده مخاطب به من زنگ زده و مشتری به من زنگ  زده و در رابطه با چیزی که اصلا ربطی به من نداره با من مشورت کرده این خیلی مهمه که مخاطب شما با شما این قدر اعتماد داشته باشه و این قدر کلام شما بتونه درش تاثیر بذاره . بیشتر از این وقتتون رو نمیگیرم .

موفق و پیروز و پایدار باشید ، با پیشگامان باشید.

کلیپ بعدی را از این قسمت دنبال نمایید.

به کانال تلگرام آموزش باپیشگامان بپیوندید.

نظر بدهید