نفوذ در تفکر مشتری-پارت دوم

نفوذ در تفکر مشتری-پارت دوم

نفوذ در تفکر مشتری-پارت دوم

مدرس : مهندس سید مصطفی ظریف

متن کلیپ:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عرض میکنم به همه ی همراهان کانال باپیشگامان، بنده ظریف هستم مدیر فروش و برنامه ریز شرکت پیشگامان دامنه فناوری فعال در حوزه IT و انفورماتیک.

در خدمتتون هستیم با بخش تکنیک های پیشرفته فروش قسمت نفوذ در تفکر و فرهنگ مشتری .

نکاتی که از این جلسه و جلسه گذشته خدمتون داریم ارائه میکنیم در رابطه با این هستش که شما چه طور بتوانید تاثیری در حوزه تفکرات مخاطبتون و مشتریتون بذارید تا بتونید در بلندمدت نتایج بسیار بهتری از چیزی که در کوتاه مدت به دنبالش هستید به دست بیارید معنیش این هستش که شما از این روش میتونید استفاده بکنید برای اینکه بتونید مخاطبتون رو محصور خودتون بکنید و بتونید در یک بازه زمانی بلند مدت از این مشتری استفاده های بسیار بهتری نسبت به یک فروش کوتاه مدت ببرید.

ببینید عزیزان معمولا نفوذ در تفکرات و فرهنگ مشتری بستگی به این داره که شما چه قدر شناخت دارید از مخاطبتون ،شناخت هم مسلما در یک جلسه و دو جلسه در تحقیقات میدانی از گذشته شاید خیلی به دست نیاد.

بخشی از اون به این شکل هست ،بخشی از تاثیرگذاری شما بر مشتری میتواند از سوالاتی که شما در همون جلسه پرزنت ازش میپرسید به دست بیاد به عنوان مثال وقتی که شما وارد دفتر کار یک مشتری میشید از نوع پذیرایی اون شخص از شما ، شما متوجه خیلی از مسائل میشید، از نوع چینش دفترش متوجه خیلی از مسایل میشید ، از نوع پوشش ،از نوع نشستنش ، از روش صحبت کردنش از دغدغه های ذهنی که نسبت به کارش داره و سوالاتی که میپرسه متوجه خیلی از مسایل میشید و متوجه خیلی از روشهای فکری مخاطبتون میشید و بعد میتونید در حوزه کاری که خودتون دارید از اون ها به نفع خودتون استفاده بکنید .

به عنوان مثال شما اگر جهت پرزنت یک مثلا کار دکوراسیون داخلی خدمت یک مشتری میرسید و دارید باهاش صحبت میکنید برای اینکه بتونید حالا اون کار دیزاین خودتون رو به نمایش بذارید و برای فروش هنرت.ن میخوایین اقدام بکنید مسلما از نوع تفکر مشتریتون و از نوع اصطلاحا میشه گفتش که چینش دفتر به این نکته میرسید که تا به امروز آیا اصلا دغدغه این کار رو در کل در ذهنش بوده یا خیر  یعنی وقتی وارد یک سازمانی و یک ساز و کاری میشید اونجا متوجه بشید که اینجا اصلا 20 ساله هیچ دستی نخورده یا همین دیزاین ساده ای که به فکر هر بچه ای میرسه اینجا انجام نشده .

خوب قطعا شما روی این مشتری وقتی بخوایین کار بکنید برای بحث فروشتون نمیتونید روی  کالاها و خدمات گران قیمت خیلی مانور بکنید ، شاید با تغییر یک دکوراسیون ، تغییر یک چینش ساده و اصطلاحا یک هزینه بسیار سبک بتونید استارت کارتون رو بزنید اما همین پرزنت رو وقتی وارد دفتر یک مشتری میشید که میبینید دفتر بسیار بزرگ، دفتر کار بسیار مجهز با کلیه امکانات
، با کلیه خدمات اونجا دارن کار میکنن خب قطعا کار شما بسیار از لحاظ بحث پرزنت بسیار آسان میشه ولی از لحاظ کیفیت کار کارتون بسیار سختتر خواهد شد و به تفکر مشتریتون اونجا به راحتی نمیتونید نفوذ بکنید اما در عین حال میتونید به راحتی محصولتون رو بفروشید و یا اون خدمتی که دارید به درک متقابل برسید با مشتری .

اما اصل ماجرا این هستش که شما در هنگام پرزنت بتونید تاثیر فکری بر مشتریتون بذارید یعنی این که فرهنگ استفاده از خدمات و کالاهای خودتون رو در ذهن اون جا بندازید به عنوان مثال اینکه چه قدر مهم هستش که دکوراسیون یک دفتر کار در چه موقعیتی قرار بگیره این چیزی هستش که شما خیلی بیشتر ازش درآمد داشته باشید تا اینکه  صرفا بهش بگید ما نماینده فروش فلان کاغذ دیواری هستیم دقت کردین یعنی صحبت سر این هستش که شما بتونید تاثیر بر نوع فکر مخاطب بذارید تا اینکه در بلند مدت همیشه این تاثیر رو داشته باشه و همیشه به فکر این باشه که بروز باشه، همیشه به فکر این باشه که دفترش رو مجهز بکنه و خوب میتونه روی این قضیه کار بکنه .

مناین رو به عنوان مثال دارم میگم صرفا بحثم و مخاطبم بازاریاب های دکوراسیون داخلی نیستن این رو دقت داشته باشید حالا اگه میخوایین روی مخاطبی تاثیر بذارید پس باید بر فکر و بر فرهنگ اصطلاحا میشه گفتش که رفتاری اون در حوزه کاریش بتونید مسلط  بشید و بعد اونجا تاثیر نهایی خودتون رو بذارید.

ما معمولا توی حوزه بازاریابی یا حوزه فروش یا توی حوزه اصطلاحا میشه گفتش استفاده از خدمات مربوطه وقتی خدمتی یک مجموعه ای میرسید باهاشون یک صحبتی داریم سعی میکنیم بیشتر فکرش رو نسبت به بازار فروش و بازاریابی  و اصطلاحا میشه گفتش که بازارشناسی ، بازارسازی و نیاز سنجی های بازار عوض بکنیم تا اینکه بخواییم بهش بگیم که بیا ما بهت کمک میکنیم مثلا بهتر بفروشی. خوب این خیلی چیز خاصی نیست یا من بخوام بهش بگم من چه رزومه ای داشتم در گذشته چی کار کردم برای شرکت های مختلف که تونستن خوب  فروششون رو ببرن بالا.

این برای خود من اصلا افت داره که بخوام به این شکل وارد اصطلاحا میشه گفت فروش خدمت خودم به مخاطبم بشم نه اول باید اول ذهن مخاطب رو ما از اون چیزی که خودش درش هست خالی بکنیم اصطلاحا فنجونشو خالی بکنیم و بعد در نهایت بتونیم تاثیر نهایی که مد نظر خودمون هست رو اونجا بر ذهن و فرهنگش بذاریم بیشتر از این وقتتون رو نمیگیرم امید وارم که لپ مطلب رو تونسته باشم خدمتتون گفته باشم .

موفق و پیروز و پایدار باشید، با پیشگامان باشید.

کلیپ بعدی را از این قسمت دنبال نمایید.

به کانال تلگرام آموزش باپیشگامان بپیوندید.

نظر بدهید